Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فادج

تلفظ بین المللی : /fˈɑdedʒ/ تلفظ :‌ [f'AdedZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • فاج
  • فاجر
  • فاجره
  • فاجره بچه
  • فاجع
  • فاجعه
  • فاجعه گَردی
  • فاجعۀ بوم شناختی
  • فاجعۀ فرابنفش
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فادج. [ دَ ] ( اِ ) پازهر کانی باشد، و آن سنگی است زرد مایل به سفیدی و سبزی ، و رنگهای دیگر نیز بر او ظاهر است. آن را از چین آورند و چون با زردچوبه بر سنگ بسایند سبز پسته ای برآید. گویند پازهر همه زهرهاست ، خصوصاً وقتی که طلا کنند، و شربت آن دوازده جو باشد با آب سرد. ( برهان ). در کرمان نیز هست. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(دَ ) (اِ. ) = فاذج : سنگی است زرد مایل به سفیدی و سبزی و رنگ های دیگر بر او ظاهر است . در قدیم آن را دافع همة سموم می دانستند، پادزهر کانی ، فادزهر معدنی .

فرهنگ فارسی

( اسم ) سنگی است زرد مایل بسفیدی و سبزی و رنگهای دیگر بر او ظاهر است . در قدیم آنرا دافع همه سموم می دانستند پازهرکانی فادزهر معدنی .

کلمات مرتبط

  • فاج
  • فاجر
  • فاجره
  • فاجره بچه
  • فاجع
  • فاجعه
  • فاجعه گَردی
  • فاجعۀ بوم شناختی
  • فاجعۀ فرابنفش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات