معانی کلمه : غیوب
لغت نامه دهخدا
غیوب . [ غ َ ] (ع ص ) بمعنی غائب . فعول بمعنی فاعل و برای مبالغه است . (از اقرب الموارد).
غیوب . [ غ ُ ] (ع مص ) غایب شدن . (تاج المصادر بیهقی ). ناپدید شدن . (منتهی الارب ). دور و جدا شدن . (از اقرب الموارد) .
فرهنگ عمید
غیب#NAME?
= غیب
فرهنگ معین
(غَ ) [ ع . ] (ص . ) (مص ل . ) غایب شدن ، ناپدید شدن .
فرهنگ فارسی
جمع غیب
غیب
غیب
