غیرت بردن. [ غ َ / غ ِ رَ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) رشک بردن. حسد ورزیدن : گر باخبرستی ز پی روی تو هر شب غیرت برمی بر فلک خیره نگر بر.سنائی.بر این آب ، غیرت برد آب حیوان بر این حوض ، رشک آورد حوض کوثر.خاقانی.همراه من مباش که غیرت برند خلق در دست مفلسی چو ببینند گوهری.سعدی ( طیبات ).آفتاب و سرو غیرت میبرندکآفتاب سرو بالا میرود.سعدی ( طیبات ). || غیرت و تعصب داشتن. سرباز زدن از قبول اهانت بر عرض و شرف و ...