معانی کلمه : غیبه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. قبۀ سپر.
۲. پولک های فلزی روی جوشن یا بر گستوان: طبع مغناطیس دارد نوک تو کز اسب خصم / بر دو منزل بگسلاند غیبهٴ بر گستوان (ازرقی: ۸۰ ).
۳. تیردان.
۲. پولک های فلزی روی جوشن یا بر گستوان: طبع مغناطیس دارد نوک تو کز اسب خصم / بر دو منزل بگسلاند غیبهٴ بر گستوان (ازرقی: ۸۰ ).
۳. تیردان.
فرهنگ معین
(غِ بِ ) (اِ. ) ۱ - پولک جوشن ، تکه های آهنی که در جوش به کار می بردند. ۲ - تیردان .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
قبه سپر، پولکهای فلزی روی جوشن یابرگستوان
( اسم ) ۱ - تیر دان کیش جعبه ترکش ۲ - هر یک از آهن های تنک کوچک که برای ساختن جوشن و بکتر برهم نهند ۳ - دایره هایی در سپر که از چوب و ابریشم پیچیده باشند .
در آمدن چیزی در چیزی یا بدگویی در پس کسی .
( اسم ) ۱ - تیر دان کیش جعبه ترکش ۲ - هر یک از آهن های تنک کوچک که برای ساختن جوشن و بکتر برهم نهند ۳ - دایره هایی در سپر که از چوب و ابریشم پیچیده باشند .
در آمدن چیزی در چیزی یا بدگویی در پس کسی .
