Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غول

تلفظ بین المللی : /q1ˈuːl/ تلفظ :‌ [q1'u:l]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • غول آبی
  • غول اسا
  • غول الرجام
  • غول تشنگ
  • غول تلماسه
  • غول دهانه
  • غول دهانۀ انفجاری
  • غول دهانۀ رُمبشی
  • غول دهانۀ فرسایشی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

غول . (پسوند) (مزید مؤخر امکنه ) درآخر اسامی امکنه آید چون : شرمغول ، زاغول و فرغول .

غول . [ غ ُوْ وَ ] (ع ص ) عیش غُوَّل ٌ؛ زیست خوش . (منتهی الارب ). عیش اَغوَل و غُوّل ؛ یعنی زندگی خوش . (از تاج العروس ) . فراخی زیست .

غول . (اِخ ) نام ستاره ای است که آن را سرغول نیز گویند. (غیاث اللغات ). صحیح آن حامل رأس ال...

فرهنگ عمید

جایی که برای گاووگوسفند در کوه یا صحرا درست کنند؛ آغل؛ غار: ◻︎ گاهی چو گوسفندان در غول جای ‌من / گاهی چو غول گرد بیابان دوان‌دوان (ابوشکور: شاعران بی‌دیوان: ۸۹).

۱. موجود افسانه‌ای بسیار بزرگ‌جثه و بدهیکل.۲. جانور مهیب مانند دیو؛ هیکل ‌بزرگ.⟨ غول بیابان: = ⟨ غول بیابانی⟨ غول بیابانی:۱. غولی که گمان می‌رود در بیابان باشد: ◻︎ حذر از پیروی نفس که در راه خدای / مردم‌افکن‌تر از این غول بیابانی نی...

فرهنگ معین

(اِ.) 1 - آغُل گوسفند و گاو. 2 - گوش .

(اِ.) = قول : 1 - دست و بازو. 2 - فوجی دارای سردار.

[ ع . ] 1 - (اِ.)موجودی افسانه ای که هیکلی درشت و ترسناک دارد. 2 - (ص .) بسیار بزرگ . ؛ ~ بی شاخ و دم (عا.) شخص درشت اندام و بی ریخت .

(اِ. ) ۱ - آغُل گوسفند و گاو. ۲ - گوش . [ ع . ] ۱ - (اِ. )موجودی افسانه ای که هیکلی درشت و ترسناک دارد. ۲ - (ص . ) بسیار بزرگ . ، ~ بی شاخ و دم (عا. ) ش...

دانشنامه آزاد فارسی

غول (giant)در بسیاری از اساطیر و ادبیات عامیانه، موجودی عظیم الجثه و غالباً احمق و جنگ طلب. در اساطیر یونان، غولان پس از ریخته شدن خون اورانوس بر زمین خلق شدند و بر ضد خدایان شوریدند. در قرون وسطا، آدمک های حصیری غولان را در مراسم نیمۀ تابستان در بسیاری از نقاط اروپا می گرداندند و گاه به آتش می کشیدند. در نزد اعراب و نیز ایرانیان بعد از اسلام موجودی افسانه ای و مهیب، شبیه دیو، که به شکل های گوناگو...

فرهنگ فارسی

← ستارۀ غول

موجودافسانهای بسیاربزرگ جثه وبدهیکل، هیکل یزرگ، جانورمهیب ماننددیو
( اسم ) ۱ - دست و بازو ۲ - فوجی دارای سردار .
یکی از جنگهای عرب است که در آن قبیله ضبه با بنی کلاب جنگ کردند .

دانشنامه عمومی

(اِ. ع.) ۱-موجودی درشت هیکل و اغلب افسانه ای و ترسناک ۲-[مجاز] آنکه در رقابتی یا زمینه ای از دیگران بسیار برتر باشد؛ مثلا شرکت های پرفروش را «غول اقتصاد» می گویند. (وبگاه بانکی) و یا «گری کاسپاروف» غول شطرنج قرن بیستم نخوانده شده است (وبسایت هیئت شطرنج آذربایجان شرقی) ۳- [مجاز] چیزی که ترسناک باشد؛ مثلا کنکور را که تولید استرس بسیار در داوطلبین کنکور می کند، «غول علم» می نامند (وبگاه های خبری پارس...

نقل قول

غول (فیلم ۱۹۵۶). غول (به انگلیسی: Giant) فیلمی ۲۰۱ دقیقه ای به کارگردانی جورج استیونس با بازی الیزابت تیلور محصول کشور ایالات متحده آمریکا است.
•
wikiquote: غول_(فیلم_۱۹۵۶)

گویش مازنی

کر ناشنوا

/ghool/ کر ناشنوا

گویش اصفهانی

تکیه ای: qul
طاری: qül
طامه ای: qul
طرقی: qül
کشه ای: qül
نطنزی: qul

مترادف و متضاد

اذن، گوش

دست‌وبازو

آغل، شبگاه، شوغا

دیو، شیزان، نسناس، هیولا

۱. دیو، شیزان، نسناس، هیولا
۲. آغل، شبگاه، شوغا
۳. اذن، گوش
۴. دستوبازو

hole (اسم)سفت، روزنه، سوراخ، خندق، غار، گودی، غول، منفذ، رخنه، فرجه، نقب، حفره، گودال، چال، فرج، لانه خرگوش و امثال انear (اسم)دسته، شنوایی، غول، خوشه، گوش، سنبلهcave (اسم)سوراخ، غار، غول، مغاره، کاو، مجوف کردنcavern (ا...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] دیو را غول می گویند.از غول به مناسبت در باب صلات نام برده اند.معرفیغول نوعی جن است که در بیابان به صورت و شکل های گوناگون ظاهر و متعرض مسافران می شود. حکم فقهیمفاد روایتی چنین است: هرگاه غول در نظرتان آمد اذان بگویید. بر این اساس، فقها اذان گفتن را در بیابان برای کسی که از غول و مانند آن وحشت دارد، مستحب دانسته اند. wikifeqh: غول[ویکی الکتاب] معنی غَوْلٌ: ضرر رساندن و فاسد کردنمعنی قَوْ...

فرهنگستان زبان و ادب

[نجوم ] ← ستارۀ غول

کلمات مرتبط

  • غول آبی
  • غول اسا
  • غول الرجام
  • غول تشنگ
  • غول تلماسه
  • غول دهانه
  • غول دهانۀ انفجاری
  • غول دهانۀ رُمبشی
  • غول دهانۀ فرسایشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات