Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غوطه خوری

تلفظ بین المللی : /q1ˈuːteː xˈori/ تلفظ :‌ [q1'u:te: x'oRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غوطه
  • غوطه باز
  • غوطه خوار
  • غوطه خور
  • غوطه خوردن
  • غوطه دادن
  • غوطه زدن
  • غوطه فروبردن
  • غوطه فروخوردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غوطه خوری. [ طَ / طِ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) فرورفتگی در آب و غرق شدگی. ( ناظم الاطباء ). عمل شخص غوطه خور و غواص. سربه آب فروبردن. فرورفتن در آب. رجوع به غوطه شود.

فرهنگ فارسی

عمل غوطه خوردن .

کلمات مرتبط

  • غوطه
  • غوطه باز
  • غوطه خوار
  • غوطه خور
  • غوطه خوردن
  • غوطه دادن
  • غوطه زدن
  • غوطه فروبردن
  • غوطه فروخوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات