معنی کلمه : غوسنانی
لغت نامه دهخدا
غوسنانی . [ ] (ص نسبی ) منسوب به غوسنان . رجوع به غوسنان و معجم البلدان شود.
غوسنانی . [ ] (اِخ ) صاعدبن ابی بکربن ابی منصور غوسنانی ، مکنی به ابوالعلاء. از ابواسماعیل انصاری حدیث شنید، و ابوسعد از وی حدیث سماع کرد. (از معجم البلدان ).
