Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غنیم

تلفظ بین المللی : /q1ˈanim/ تلفظ :‌ [q1'anim]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • غنیم بویین
  • ابو غنیم
  • الغنیم
  • محمد غنیم
  • وائل غنیم
  • غنیمت
  • غنیمت بردن
  • غنیمت دادن
  • غنیمت داشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غنیم . [ غ ُن َ ] (اِخ ) ابن قیس ، مکنی به ابوجناح ، صحابی است .

غنیم . [غ َ ] (ع اِ) مال غنیمت و نیل چیزی بی دسترنج . (منتهی الارب ) (آنندراج ). آنچه از جنگجویان به قهر و غلبه گیرند. (از المنجد). غُنم . مُغنَم . غَنیمَت . فَی ٔ .

غنیم . [ غ ُ ن َ ] (اِخ ) ابن قیس ، مکنی به ابوالعنبر. تابعی ، و از رواة حدیث است . د...

فرهنگ عمید

۱. آنچه در جنگ به قهر و غلبه از دشمن بگیرند، غنیمت.
۲. دشمن: خویشتن دارد او دو هفته نگاه / هم بر آن سان که از غنیم غنیم (ابوحنیفۀ اسکافی: شاعران بی دیوان: ۵۹۲ ).

فرهنگ معین

(غَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - غنیمت . ۲ - در فارسی به معنای دشمن . ۳ - حریف در کُشتی .

فرهنگ فارسی

غنیمت، آنچه درجنگ بقهروغلبه ازدشمن بگیرند
( اسم ) مال غنیمت آنچه از جنگجویان به قهر و غلبه گیرند .

کلمات مرتبط

  • غنیم بویین
  • ابو غنیم
  • الغنیم
  • محمد غنیم
  • وائل غنیم
  • غنیمت
  • غنیمت بردن
  • غنیمت دادن
  • غنیمت داشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات