غنی . [ غ ُ ن َ ] (اِخ ) از اعلام است . (منتهی الارب ).
غنی . [ غ َ ] (اِخ ) ابن قطیب . صحابی است . (حسن المحاضرة فی اخبار مصر و القاهرة ص 102).
(غَ) [ ع . ] (ص .) 1 - توانگر. 2 - بی نیاز.
(غِ نا) [ ع . ] 1 - (مص ل .) توانگر شدن . 2 - (اِمص .) بی نیازی ، توانگری .
(واژۀ پیشنهادی کاربران) پُردار.
بینیاز، پولدار، توانگر، ثروتمند، مالدار، متعین ≠ فقیر
پر بار، پرمایه، توانگر