Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غنوی

تلفظ بین المللی : /q1onˈuje/ تلفظ :‌ [q1on'uje]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عباس غنوی
  • انیس غنوی
  • علی غنوی
  • بشر غنوی
  • ابو مرثد غنوی
  • ابومرثد کناز بن حصین غنوی
  • عبدالله بن عقبه غنوی
  • مرثد بن ابی کنان غنوی
  • غنویدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غنوی . [ غ َ ن َ ] (اِخ ) ابوعاصم . رجوع به ابوعاصم شود.

غنوی . [ غ َ ن َ ] (اِخ ) ابوخالد. رجوع به ابوخالد غنوی شود.

غنوی . [ غ َ ن َ ] (اِخ ) ابوسوار. رجوع به ابوسوار غنوی شود.

غنوی . [ غ َ ن َ ] (اِخ ) معمربن عبداﷲبن نافعبن نضله ٔ غنوی . همو بود که در حجةالوداع موی سر رس...

فرهنگ فارسی

طفیل بن عوف بن کعب از بنی غنی از قیس عیلان شاعر فحل دوره جاهلیت و اوایل اسلام و از دلیران عرب ( ف . ۱۳ ه ق . ).وی در وصف خیل ( اسبان ) استاد بود بهمین جهت او را طفیل خیل میگفتند . با نابغه جعدی و زهیر بن ابی سلمی معاصر بود . غنوی دیوان شعر دارد .

کلمات مرتبط

  • عباس غنوی
  • انیس غنوی
  • علی غنوی
  • بشر غنوی
  • ابو مرثد غنوی
  • ابومرثد کناز بن حصین غنوی
  • عبدالله بن عقبه غنوی
  • مرثد بن ابی کنان غنوی
  • غنویدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات