Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غنجال

تلفظ بین المللی : /q1andʒˈɑl/ تلفظ :‌ [q1andZ'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • غنجار
  • غنجاره
  • غنجیل
  • غنجیل بزئن
  • هر غنجلیک
  • هل غنجیلک
  • الغنجار
  • ام غنجل
  • غناجل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

غنجال. [ غ َ ] ( اِ مرکب ) ( از: غنج ، گلگونه و غازه + آل ، منسوب به ) میوه ای باشد ترش که آن را حب الملوک خوانند. ( فرهنگ اسدی ) ( از برهان قاطع ). میوه ای ترش باشد. ( فرهنگ اوبهی ). میوه ای است ترش مزه. ( فرهنگ رشیدی ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). غنجار. ( فرهنگ رشیدی ). رجوع به حب الملوک شود : و دوش نامه رسیدم یکی زخواجه نصیرمیان نامه همه ترف و غوره و غنجال.ابوالعباس ( از فرهنگ اسدی ).اگر صبا سخن...

فرهنگ عمید

میوۀ ترش و نارس از سیب، انار، و مانند آن، کال.

فرهنگ معین

(غَ نْ ) (اِمر. ) میوة ترش .

کلمات مرتبط

  • غنجار
  • غنجاره
  • غنجیل
  • غنجیل بزئن
  • هر غنجلیک
  • هل غنجیلک
  • الغنجار
  • ام غنجل
  • غناجل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات