Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غمگساری کردن

تلفظ بین المللی : /q1ˌamɡosˈɑri kˈardan/ تلفظ :‌ [q1,amgos'ARi k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غمگساری
  • غم گساری
  • غمگسار
  • غمگسار بودن
  • غمخواری
  • علی غماری
  • غماری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غمگساری کردن. [ غ َ گ ُ ک َ دَ ]( مص مرکب ) غمخواری کردن. دوست و رفیق و غمخوار بودن. دلداری دادن. رجوع به غم ، غمگسار و غمگساری شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - غمخواری کردن ۲ - دوست بودن رفیق بودن .

کلمات مرتبط

  • غمگساری
  • غم گساری
  • غمگسار
  • غمگسار بودن
  • غمخواری
  • علی غماری
  • غماری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات