Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غمکاه

تلفظ بین المللی : /q1amkˈɑh/ تلفظ :‌ [q1amk'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • غمکده
  • غم کاه
  • غماهج
  • ذات غداه
  • رستوران غذاهای فوری
  • غضاه
  • غلاه
  • غمار
  • غماره
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غمکاه. [ غ َ ] ( نف مرکب ) آنکه یا آنچه از غم بکاهد. غمزدا. کاهنده غم :
عرصه ای دیدم چون جان و جوانی بخوشی
شادی افزای چو جان و چو جوانی غمکاه.
انوری.

فرهنگ عمید

کاهندۀ غم، آن که یا آنچه از غم و غصۀ شخص بکاهد.

فرهنگ معین

( ~ . ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) آن چه یا آن که از غم بکاهد.

فرهنگ فارسی

کاهنده غم، آنکه یا آنچه ازغم وغصه شخص بکاهد
( صفت ) آنکه یا آنچه از غم بکاهد غمزا .

کلمات مرتبط

  • غمکده
  • غم کاه
  • غماهج
  • ذات غداه
  • رستوران غذاهای فوری
  • غضاه
  • غلاه
  • غمار
  • غماره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات