معانی کلمه : غمری
لغت نامه دهخدا
غمری . [ غ َ ] (ص نسبی ) منسوب است به غَمر که بطنی است از غافق . و بعضی به ضم غین گفته اند. (از انساب سمعانی ) (اللباب فی تهذیب الانساب ).
فرهنگ عمید
۱. ناآزموده کاری .
۲. نادانی ، بی خردی: هر آن کس که دارد روانش خرد / جهان را به غمری همی نسپرد (فردوسی: ۶/۸۵ ).
۲. نادانی ، بی خردی: هر آن کس که دارد روانش خرد / جهان را به غمری همی نسپرد (فردوسی: ۶/۸۵ ).
فرهنگ معین
(غَ مْ ) [ ع - فا. ] (حامص . ) ۱ - ناشی گری . ۲ - غافلی ، نادانی .
فرهنگ فارسی
۱ - نا آزموده کاری نا آزمودگی ناشیگری ۲ - غافلی گولی احمقی .
دانشنامه عمومی
غمری (به عربی: الغمری) یک شهرداری در الجزایر است که در استان معسکر واقع شده است. غمری ۸٬۵۸۵ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای الجزایر
فهرست شهرهای الجزایر
wiki: غمری
