Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ غمجره

تلفظ بین المللی : /q1amdʒˈareː/ تلفظ :‌ [q1amdZ'aRe:]
لغت نامه دهخدا
  • غماره
  • غمره
  • غمیره
  • غمجه
  • غمذره
  • غموره
  • غنجره
  • شکم غُره
  • غادره
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

( غمجرة ) غمجرة. [ غ َ ج َ رَ ]( ع مص ) سریشم چسبانیدن بر کمان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به المعرب جوالیقی حاشیه 2 ص 253 شود. || پر کردن باران مرغزار را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پر کردن باران باغ را. غمجر المطر الروضة، ملأها. ( اقرب الموارد ). || پی درپی فروخوردن آب را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پی درپی خوردن جرعه های آب را. ( از اقرب الموارد )....

کلمات مرتبط

  • غماره
  • غمره
  • غمیره
  • غمجه
  • غمذره
  • غموره
  • غنجره
  • شکم غُره
  • غادره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات