Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غم گسارنده

تلفظ بین المللی : /q1ˈam ɡˌosɑrˈande/ تلفظ :‌ [q1'am g,osAR'ande]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غم گساردن
  • غمگسارنده
  • غم
  • غم اباد
  • غم اشام
  • غم اشیان
  • غم افزای
  • غم افزایی
  • غم الفنج
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غمگسارنده. [ غ َ گ ُ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) بمعنی غمگسار. غمخوار. غمزدا :
شده غمگسارنده شان هر دو زن
گه این پایکوب و گه آن دست زن.
اسدی ( گرشاسب نامه ).
رجوع به غمگسار شود.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) آنچه که غم را ببرد غمزدای ۲ - دوست رفیق ۳ - محبوب معشوق ۴ - ( اسم ) روز هشتم از ماه ملکی ۵ - اثر صفت جمالی که عموم و شمول دارد . یا باده غمگسار . شرابی که اندوه بزداید .

کلمات مرتبط

  • غم گساردن
  • غمگسارنده
  • غم
  • غم اباد
  • غم اشام
  • غم اشیان
  • غم افزای
  • غم افزایی
  • غم الفنج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات