معانی کلمه : غلیظ شدن
لغت نامه دهخدا
غلیظ شدن. [ غ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )گنده و سطبر شدن. درشت گردیدن. رجوع به غلیظ شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - گنده شدن کلفت شدن ۲ - ستبر شدن ( شیر و مانند آن ) پر مایه شدن مقابل رقیق شدن خشن گشتن ۴ - سنگین و ناگوار شدن .
مترادف و متضاد
thicken (فعل)
سفت کردن، ضخیم کردن، کلفت کردن، غلیظ کردن، غلیظ شدن، کلفت تر شدن، ستبر کردن، پرپشت کردن
