Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غلو

تلفظ بین المللی : /q1ˈolov/ تلفظ :‌ [q1'olov]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • غلو داشتن
  • غلو کردن
  • غلو کن
  • غلو ادبی قرا
  • غلو از منظر علما
  • غلو درباره اهل بیت
  • دم غلو
  • غُشِ غُلُو
  • اسباب غلو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

غلو. [ غ َل ْوْ ] (ع مص ) به نهایت بلند نمودن دست را در انداختن تیر، یا به نهایت قدرت دور انداختن تیر را. (منتهی الارب ): غلا الرامی بالسهم غَلْواً وغُلُوّاً؛ رمی به اقصی الغایة، و عبارة القاموس «رفع یدیه لاقصی الغایة». (اقرب الموارد). تیر به هوا درانداختن تا کدام دورتر شود. (تاج المصادر بیهقی ).

غلو. [ غ ُ ] (از ع ، اِمص ) مخفف غُلُوّ. از حد گذشتن .گزافکا...

فرهنگ عمید

۱. زیاده روی در کاری یا در وصف کسی و چیزی ، از حد در گذشتن ، تجاوز کردن از حد.۲. گزاف کاری .۳. گزافه گویی.۴. به مقام خدایی رسانیدن بشر، و اعتقاد به حلول خداوند در شخص.۵. (ادبی ) در بدیع، مبالغۀ شاعر یا نویسنده در وصف کسی یا چیزی به حدی که محال به نظر آید.۶. (ادبی ) در قافیه، آوردن حرف رَوی در یک مصراع ساکن و در مصراع دیگر متحرک، که از عیوب قافیه است، مانند این شعر: صلاح کار کجا و من خراب کجا / ببی...

فرهنگ معین

(غُ لُ وّ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) از حد گذشتن . ۲ - (اِمص . ) تجاوز، مبالغه . ۳ - در شعر، بیان اغراق آمیز صفتی که در واقعیت محال و غیرممکن باشد.

دانشنامه آزاد فارسی

غلو (ادبیات). غُلُوّ (ادبیات)(در لغت به معنای از اندازه درگذشتن) اصطلاحی در بدیع. بزرگ نمایی و افراط در وصف که هم عقل آن را رد کند و هم وقوع آن ناممکن باشد: که من از گشادِ کمانْ روزِ کین/ بدوزم همی آسمان بر زمین (فردوسی).wikijoo: غلو_(ادبیات) غلو (دین). رجوع شود به:غلاتwikijoo: غلو_(دین)...

فرهنگ فارسی

ازحددرگذشتن، تجاوزکردن ازحد، زیاده روی درکاری یادروصف کسی وچیزی، گزافکاری، گزافه گویی( مصدر ) در گذشتن از حد چیزی تجاوز کردن از حد ۲ - ( اسم ) تجاوز گزافگویی مبالغه ۳ - روی را در یک جا ساکن و در جای دیگر متحرک آوردن ( از عیوب قافیه ) مثلا : صلاح کار کجا کن و من خراب کجا ? ببین تفاوت ره از کجاست تا بکجا ? ( حافظ ) ۴ - چنانست که مدعای متکلم بر حسب عقل و عادت هر دو محال باشد . توضیح در علم بدیع زیاده...

مترادف و متضاد

اغراق، زیاده‌روی، گزافه، گزافه‌گویی، مبالغه

exaggeration (اسم)مبالغه، اغراق، غلو، گزافه گوییhyperbole (اسم)مبالغه، گزاف گویی، اغراق، غلو، صنعت اغراقoverstatement (اسم)اغراق، غلو، گزافه گویی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] غلو، به معنی افراط در دین و تجاوز کردن از حد و اندازه است. و یکی از عواملی که باعث می شود شیطان بر انسان حاکم و مسلط شود و او را به سوی عذاب الهی بکشد، غلو در دین است.غلو در لغت به معنای زیادت و بلند شدن است. در مثل گفته می شود آب دهان دانه گیاه را بلند و بزرگ کرد؛ یعنی بیشتر از اندازه اش گردانید. در لسان العرب غلو چنین معنا شده است: غلو تجاوز کردن از حد و اندازه، و یا خارج شدن از حد اع...

واژه نامه بختیاریکا

( غُلُو ) تَپ و توپ؛ پک و پوک؛ قَلوِه
گپ گپ گدن؛ پُر گُدِن

کلمات مرتبط

  • غلو داشتن
  • غلو کردن
  • غلو کن
  • غلو ادبی قرا
  • غلو از منظر علما
  • غلو درباره اهل بیت
  • دم غلو
  • غُشِ غُلُو
  • اسباب غلو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات