غلصمة. [ غ َ ص َ م َ ] (ع مص ) بریدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بریدن غلصمه . (اقرب الموارد). || حلقوم گرفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گرفتن غلصمه ٔ کسی . (از اقرب الموارد). || (اِ) گوشت پاره ٔ میان سر و گردن و تندی سر گلو و گلو سرخ یا سر خشکنای گلو با بن زبان و رگهای آن ، یا بن زبان . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). گوشت میان سر و گردن و تکمه ، و گرهی است در جای به یکدیگر رسیدن ملازه و راهگذر ...