Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غلت

تلفظ بین المللی : /q1ˈalt/ تلفظ :‌ [q1'alt]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • غلت 1
  • غلت 2
  • غلت 3
  • غلت بادخور
  • غلت بدنه
  • غلت خوردن
  • غلت دادن
  • غلت زدن
  • غلت سکانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

غلت . [ غ َل ْل َ ] (ع اِ) غلة. رجوع به غلة شود : و چون به کنار دریا رسیدند وهزر جمله ٔ ذخیره و غلت کی مانده بود به دریا افگند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 96).

غلت . [ غ ِل ْ ل َ ] (اِمص ) در قزوین و بعض جاهای دیگر به معنی قطر و ستبری و کلفتی و ضخامت و ثخن و عمق آید. ظاهراً کلمه ای است...

فرهنگ عمید

۱. = غلتیدن۲. (اسم مصدر ) (موسیقی ) گردانیدن آواز در حلق، کشش دادن صوت هنگام آوازه خوانی، تریل.* غلت خوردن: (مصدر لازم ) در حالت خواب یا دراز کشیدگی بر روی زمین از یک پهلو به پهلوی دیگر گشتن، غلتیدن.* غلت دادن: (مصدر متعدی ) کسی یا چیزی را در روی زمین از یک پهلو به پهلوی دیگر گرداندن، غلتانیدن.* غلت زدن: (مصدر لازم ) = * غلت خوردن* غلت وواغلت: [عامیانه] غلتیدن پی در پی.* غلت و واغلت خوردن: [عامیان...

فرهنگ معین

(غَ لْ) (اِمص .) گشتن از یک پهلو به پهلوی دیگر.

(غَ لَ) [ ع . ] (مص ل .) اشتباه کردن در حساب و شماره .

(غَ لَ ) [ ع . ] (مص ل . ) اشتباه کردن در حساب و شماره .
(غَ لْ ) (اِمص . ) گشتن از یک پهلو به پهلوی دیگر.

فرهنگ فارسی

حرکت وگردش ازیک پهلوبه پهلودیگر، گردش جسمی برروی جسم دیگر
( اسم ) ۱ - در آمد هر چیزی از حبوب و نقود و کرایه مکان و مزد غلام و ماحصل زمین و جز آن ۲ - گندم و جو و شالی و جز آن حبوبات ( مطلقا ) جمع : غلات ۳ - دانه گیاهان از دسته غلات از قبیل گندم و جو و چاودار و ارزن و ذرت و برنج و جز آن .

گویش مازنی

۱بخش و محوطه ۲ابتدای حلق

۱تنگه – محل گذر جانوران ۲جمعیت

/ghalt/ بخش و محوطه - ابتدای حلق & تنگه – محل گذر جانوران - جمعیت

مترادف و متضاد

rolling (اسم)
غلت

tumbling (اسم)
غلت

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی غُلَّتْ: بسته باد
معنی قُلْتُ: گفتم
معنی قُلْتَ: گفتی
ریشه کلمه:
غلل (۱۶ بار)
wikialkb: غُلّت

فرهنگستان زبان و ادب

{glide} [زبان شناسی] ویژگی همخوانی که در تولید آن مجرای گفتار تنگ می شود، ولی به انسداد یا سایش نمی انجامد
{roll} [حمل ونقل هوایی] دَوران هواگَرد حول محور طولی
{trill , shake , tr} [موسیقی] نوعی زینت عبارت از تناوب سریع یک نغمه و نغمه ای بالاتر از آن

کلمات مرتبط

  • غلت 1
  • غلت 2
  • غلت 3
  • غلت بادخور
  • غلت بدنه
  • غلت خوردن
  • غلت دادن
  • غلت زدن
  • غلت سکانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات