Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غلبکن

تلفظ بین المللی : /q1ˈalbkon/ تلفظ :‌ [q1'albkon]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • غلبکن شدن
  • در غلبکن
  • غلبکین
  • غلبون
  • غلبونی
  • غلبک
  • غلطکن
  • غلوکن
  • غلوکننده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

غلبکن. [ غ َ ب َ ک َ ] ( اِ ) دری شبکه دار که در پیش درها نصب کنند و آن را درپنجره گویند. ( از برهان قاطع ). پنجره که در پیش درها نصب کنند. ( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ). پنجره باشد که در پس درها نصب کنند. ( فرهنگ جهانگیری ). || دری بود از چوب باریک بافته ، چون پنجره مشبک ، و بیشتر دهقانان دارند و در باغ نیز کنند اگر از او درنگری هرچه در باغ باشد پدید بود. ( فرهنگ اسدی ). دری مشبک از چوب بافته ، به ...

فرهنگ عمید

درِ مشبک که از چوب یا نی درست کنند و مانع دیدن داخل خانه نباشد، غلبکن در، درغلبکین: زستن و مردنت یکی ست مرا / غلبکن در چه باز یا چه فراز (ابوشکور: لغت نامه: غلبکن ).

کلمات مرتبط

  • غلبکن شدن
  • در غلبکن
  • غلبکین
  • غلبون
  • غلبونی
  • غلبک
  • غلطکن
  • غلوکن
  • غلوکننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات