غلاء. [ غ ِ ] (ع اِ) ج ِ غَلْوَة. (منتهی الارب ). رجوع به غلوة شود.
غلاء. [ غ ِ ] (ع مص ) به غایت برداشتن دست را در انداختن تیر، یا به نهایت قوت دور انداختن . (منتهی الارب ). مصدر دوم باب مفاعله ، از غالی ̍. (از اقرب الموارد). مغالاة. (اقرب الموارد). || مبالغه در کاری . || به بهای گران خریدن . (از اقرب الموارد). رجوع به مغالاة شود....
فرهنگ معین
(غَ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) گران شدن نرخ چیزی . ۲ - (اِمص . ) گرانی . ۳ - قحطی ، نایابی .