معانی کلمه : غفیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. موی نرم و ریز در گردن یا رخسار.
۲. (صفت ) کثیر، بسیار.
۲. (صفت ) کثیر، بسیار.
فرهنگ معین
(غَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) غفران ، مغفرت . ۲ - (ص . ) بسیار، فراوان .
فرهنگ فارسی
موی نرم وریزدرگردن یارخسار، ونیزبه معنی کثیر، بسیار، جم غفیر:جماعت بسیارازوضیع وشریف وکوچک وبزرگ
۱ - آمرزیدن گناه کسی را مغفرت غفران ۲ - ( صفت ) بسیار فراوان . یا جم غفیر . ۱ - گروه بسیار از وضیع و شریف و کوچک و بزرگ ۲ - همه جمیع .
۱ - آمرزیدن گناه کسی را مغفرت غفران ۲ - ( صفت ) بسیار فراوان . یا جم غفیر . ۱ - گروه بسیار از وضیع و شریف و کوچک و بزرگ ۲ - همه جمیع .
