Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غفو

تلفظ بین المللی : /q1ˈafuː/ تلفظ :‌ [q1'afu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عباس اباد غفور
  • غفور
  • غفوراباد
  • غفوری طالقانی
  • غفول
  • جهانی غفور
  • غفوروف باباجان
  • غفوری فرد حسن
  • الهام غفوری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غفو. [ غ ُ ف ُوو ] (ع مص ) به معانی غَفْوْ در حالت مصدری . رجوع به غَفْوْ شود.

غفو. [ غ َف ْوْ ] (ع مص ) غفو کسی ؛ به خواب شدن و خفتن او. (از منتهی الارب ). خوابیدن یا چرت زدن و یا به خواب سبک رفتن . (از اقرب الموارد). || غفو کسی یا چیزی ؛ برآمدن او بر آب . (از منتهی الارب ): غفا الشی ٔ؛ طفا علی الماء. (اقرب الموارد). || (اِ) پشته ٔ بلند که آب بر آن نرود. ...

فرهنگ فارسی

بمعانی غفو در حالت مصدری

کلمات مرتبط

  • عباس اباد غفور
  • غفور
  • غفوراباد
  • غفوری طالقانی
  • غفول
  • جهانی غفور
  • غفوروف باباجان
  • غفوری فرد حسن
  • الهام غفوری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات