معانی کلمه : غفر
لغت نامه دهخدا
غفر. [ غ ُ ف ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ غَفور. (از اقرب الموارد). رجوع به غفور شود.
غفر. [ غ ُ ] (اِخ ) قلعه ای است در یمن از اعمال اَبیَن . (از معجم البلدان ).
غفر. [ غ ِ ] (ع اِ) گوساله . (منتهی الارب ). || جانورکی است . (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
۱. پرز جامه.
۲. موی نرم و ریز در ساق پا، پشت گردن، یا پیشانی.
۳. (زیست شناسی ) بزغالۀ کوهی، بچۀ بز کوهی.
۴. (نجوم ) از منازل قمر.
۵. (نجوم ) سه ستارۀ کوچک در برج میزان.
۲. موی نرم و ریز در ساق پا، پشت گردن، یا پیشانی.
۳. (زیست شناسی ) بزغالۀ کوهی، بچۀ بز کوهی.
۴. (نجوم ) از منازل قمر.
۵. (نجوم ) سه ستارۀ کوچک در برج میزان.
فرهنگ معین
( ~ .) [ ع . ] (اِ.) منزل پانزدهم ماه که سه ستارة کوچک است در برج میزان .
(غَ فْ) [ ع . ] 1 - (مص م .) پوشاندن ، چیزی را پوشاندن . 2 - (اِمص .) چشم پوشی از گناه ، آمرزیدن .
(غَ فْ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) پوشاندن ، چیزی را پوشاندن . ۲ - (اِمص . ) چشم پوشی از گناه ، آمرزیدن .
( ~ . ) [ ع . ] (اِ. ) منزل پانزدهم ماه که سه ستارة کوچک است در برج میزان .
( ~ . ) [ ع . ] (اِ. ) منزل پانزدهم ماه که سه ستارة کوچک است در برج میزان .
فرهنگ فارسی
منزلی است از منازل ماه ( قمر ) و آن سه ستاره خرد و روشن است در میزان بر اثر سماک بر طرف دامن عذرا بر یک خط معوج حدبه آن در جهت شمال و جنوب آنرا ماه کسف کند و آن منزل پانزدهم ماه است و نزد احکامیان منزلی سعد است و ریبش شرطین است .
۱ - ( مصدر ) پوشیدن چیز را ۲ - آمرزیدن گناه را .
قلعه ایست در یمن از اعمال ابین
۱ - ( مصدر ) پوشیدن چیز را ۲ - آمرزیدن گناه را .
قلعه ایست در یمن از اعمال ابین
دانشنامه عمومی
غفر (به عربی: الغفر) یک روستا در سوریه است که در ناحیه ارمناز واقع شده است. غفر ۲٬۰۹۰ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای سوریه
فهرست شهرهای سوریه
wiki: غفر
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی غَفَرَ: آمرزید - گذشت کرد(کلمه عفو به معنای محو اثر است ، و کلمه مغفرت به معنای پوشاندن است )
ریشه کلمه:
غفر (۲۳۴ بار)
ریشه کلمه:
غفر (۲۳۴ بار)
wikialkb: غَفَر
