Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ غضنه

تلفظ بین المللی : /q1ˈazneː/ تلفظ :‌ [q1'azne:]
لغت نامه دهخدا
  • سراب غضنفر
  • غضاه
  • غضبه
  • غضن
  • غضنفر
  • غضنفر خانی
  • غضنفری
  • غضه
  • غانه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

( غضنة ) غضنة. [ غ َ ن َ / غ َ ض َ ن َ ] ( ع اِ ) سبوسه پوست بدن. ( ناظم الاطباء ). پوست نازکی که بر روی پوست بدن آبله زده ظاهر شود، یقال للمجدور اذا البس الجدری جلده : اصبح جلده غضنة واحدة، و قد یقال : غضبة واحدة. ( اقرب الموارد ).
غضنة. [ غ َ ن َ / غ َ ض َ ن َ ] (ع اِ) سبوسه ٔ پوست بدن . (ناظم الاطباء). پوست نازکی که بر روی پوست بدن آبله زده ظاهر شود، یقال للم...

کلمات مرتبط

  • سراب غضنفر
  • غضاه
  • غضبه
  • غضن
  • غضنفر
  • غضنفر خانی
  • غضنفری
  • غضه
  • غانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات