Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غضاب

تلفظ بین المللی : /q1azˈɑb/ تلفظ :‌ [q1az'Ab]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غضابر
  • غضابی
  • رجل الغراب
  • سیف الغراب
  • طاعون غراب
  • غاب
  • غاب کردن
  • غابر
  • غابربن ملح
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غضاب . [ غ ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ غَضبان . (اقرب الموارد). رجوع به غضبان شود.

غضاب . [ غ ِ ] (اِخ ) موضعی است به حجاز. (منتهی الارب ). ناحیه ای است در حجاز از دیار هذیل . (از معجم البلدان ).

غضاب . [ غ ِ ] (ع اِ) خاشاک چشم . (منتهی الارب ). قذی . (اقرب الموارد). || بیماریی است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). چیچک . (م...

فرهنگ فارسی

موضعی است بحجاز ناحیه ایست در حجاز از دیار هذیل

کلمات مرتبط

  • غضابر
  • غضابی
  • رجل الغراب
  • سیف الغراب
  • طاعون غراب
  • غاب
  • غاب کردن
  • غابر
  • غابربن ملح
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات