معانی کلمه : غضاب
لغت نامه دهخدا
غضاب . [ غ ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ غَضبان . (اقرب الموارد). رجوع به غضبان شود.
غضاب . [ غ ِ ] (اِخ ) موضعی است به حجاز. (منتهی الارب ). ناحیه ای است در حجاز از دیار هذیل . (از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
موضعی است بحجاز ناحیه ایست در حجاز از دیار هذیل
