Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غصه خور

تلفظ بین المللی : /q1ˈosseː xˈor/ تلفظ :‌ [q1'osse: x'oR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • ادم غصه خور و ناراحت
  • غصه خوردن
  • غصه خوری
  • غصه
  • غصه افزودن
  • غصه دادن
  • غصه دار
  • غصه فروخوردن
  • غصه مرگ شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غصه خور. [ غ ُص ْ ص َ / ص ِ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) غم خورنده. اندوهگین :
ناامیدان غصه خور مائیم
عبرت کار یکدگر مائیم.
خاقانی.
از دم روزه دهن شسته به هفت آب و زمی
هفت تسکین دل غصه خور آمیخته اند.
خاقانی.

فرهنگ عمید

غصه خورنده، کسی که غم می خورد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کسی که غم خورد اندوهگین ۲ - کسی که غم و اندوه را در دل دارد و اظهار نکند ( خصوصا )

کلمات مرتبط

  • ادم غصه خور و ناراحت
  • غصه خوردن
  • غصه خوری
  • غصه
  • غصه افزودن
  • غصه دادن
  • غصه دار
  • غصه فروخوردن
  • غصه مرگ شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات