Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غصن

تلفظ بین المللی : /q1ˈasn/ تلفظ :‌ [q1'asn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ابن غصن
  • سوره الغصن
  • کارلوس غصن
  • ماگی بو غصن
  • نفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب
  • غصنات
  • غصنه
  • ذو غصه
  • سراب غضنفر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غصن . [ غ ُ ] (اِخ ) (ذوالَ ...) وادیی در نزدیکی مدینه . رجوع به ذوالغصن شود.

غصن . [ غ ُ ] (اِخ ) الرومیة. نام مادر المستکفی باﷲ. رجوع به مجمل التواریخ و القصص چ بهار ص 280 شود.

غصن . [ غ ُ ] (اِخ ) (دکتر سلیم ...) طبیب مصری بود. او راست : «التمریض المنزلی » که در آغاز آن ...

فرهنگ عمید

شاخۀ درخت، شاخه.

فرهنگ معین

(غُ ) [ ع . ] (اِ. ) شاخة درخت .

فرهنگ فارسی

شاخه، شاخ درخت
( اسم ) شاخه درخت شاخ جمع : اغصان غصون .
طبیب مصری بود اوراست : التمریض المنزلی که در آغاز آن بعض مبادی تشریحی و فیزیولژیکی را آورده است این کتاب در مطبعه ادبیه بیروت بسال ۱۹۱٠ میلادی چاپ شده است

کلمات مرتبط

  • ابن غصن
  • سوره الغصن
  • کارلوس غصن
  • ماگی بو غصن
  • نفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب
  • غصنات
  • غصنه
  • ذو غصه
  • سراب غضنفر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات