Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غشوه

تلفظ بین المللی : /q1ˈoʃuːh/ تلفظ :‌ [q1'oSu:h]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • غبوه
  • غدوه
  • غوشه
  • غوشه کردن
  • غروه
  • غزوه
  • غزوه احزاب
  • غزوه بدر
  • غزوه بدر الموعد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غشوة. [ غ َش ْ وَ ] (ع اِ) اسم مرت از غشو؛ آمدن نزد کسی . || یکی غشو (میوه ٔ سدر). (از اقرب الموارد).

غشوة. [ غ َش ْ / غ ِش ْ / غ ُش ْ وَ ] (ع اِ) پرده . پوشش ، و منه : علی بصره و قلبه غشوة و غشاوة؛ ای غطاء. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). پوشش . (مهذب الاسماء). غشاوة. تاریکی چشم ....

فرهنگ عمید

پرده، پوشش.

فرهنگ فارسی

اسم مرت از غشو یکی غشو

کلمات مرتبط

  • غبوه
  • غدوه
  • غوشه
  • غوشه کردن
  • غروه
  • غزوه
  • غزوه احزاب
  • غزوه بدر
  • غزوه بدر الموعد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات