Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غشه رشه

تلفظ بین المللی : /q1ˈaʃeː rˈaʃeː/ تلفظ :‌ [q1'aSe: R'aSe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • غشه
  • غشه گذاشتن
  • غشه غشه
  • دل غشه
  • ذو غصه
  • سرخ غش
  • سرخ غش خدمه
  • سرخ غش خلبان
  • سیاه غش
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غشه رشه. [ غ َ ش َ / ش ِ رَ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) یک دسته مردم بی سر و پا و پست. گروهی از جنسهای مختلف و همه پست و دنی. دسته ای از زنان و کودکان از خانواده ای. اوباش : یک مشت غشه رشه.

فرهنگ معین

(غَ شَ رَ شَ یا ش ) (اِ. ) یک دسته مردم بی سر و پا و پست ، اوباش .

فرهنگ فارسی

( اسم ) یک دسته از مردم بی سر و پا و پست اوباش .

کلمات مرتبط

  • غشه
  • غشه گذاشتن
  • غشه غشه
  • دل غشه
  • ذو غصه
  • سرخ غش
  • سرخ غش خدمه
  • سرخ غش خلبان
  • سیاه غش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات