معانی کلمه : غشم
لغت نامه دهخدا
غشم . [ غ َ ] (اِخ ) رودباری است . (منتهی الارب ). وادیی است از وادیهای سراة. (از معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
ظلم و ستم.
فرهنگ معین
(غَ ) [ ع . ] ۱ - (اِ. ) ستم ، ظلم . ۲ - (مص ل . ) ستم کردن ، ظلم کردن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) ستم کردن بیداد کردن ۲ - ( اسم ) ستم ظلم .
رودباری است وادیی است از وادیهای سراه
رودباری است وادیی است از وادیهای سراه
