Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ غرچگان

تلفظ بین المللی : /q1artʃˈeɡɑn/ تلفظ :‌ [q1aRtS'egAn]
لغت نامه دهخدا
  • غرنگان
  • غرگانه
  • شام غریبان
  • غرابان
  • غران
  • غراناده
  • غرانت
  • غراند باسن
  • غراندریور
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

غرچگان. [ غ َ چ َ ] ( اِخ ) ساکن غرچه ( غرجستان ) است. ( فهرست شاهنامه ولف ) : از ایران به کوه اندرآیم نخست در غرچگان تا در بوم بست.فردوسی.چغانی و ختلی و بلخی ردان بخاری و از غرچگان موبدان برفتند با باژ و بر سم به دست نیایش کنان پیش ایزدپرست.فردوسی.شه غرچگان بود بر سان شیرکجا پشت پیل آوریدی به زیر.فردوسی....

کلمات مرتبط

  • غرنگان
  • غرگانه
  • شام غریبان
  • غرابان
  • غران
  • غراناده
  • غرانت
  • غراند باسن
  • غراندریور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات