Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غرولند

تلفظ بین المللی : /q1orˈolond/ تلفظ :‌ [q1oR'olond]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • غرولند کردن
  • غرولند زدن
  • اخمو و غرولندو
  • زن غرولندو
  • اوتووش رولند
  • غولدنگ
  • غراند باسن
  • غراندریور
  • غراندساسو
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

غر و لند. [ غ ُرْ رُ ل ُ ] ( اِ مرکب ، از اتباع ) آهسته حرف زدن از سر خشم و اعتراض. غرغر. غر. قر. قرقر. رجوع به غر و غر زدن شود.
ترکیب ها:
- غر و لند زدن . غر و لند کردن. رجوع به همین ترکیب هاشود.

فرهنگ معین

(غُ رُّ لُ ) (اِمر. ) (عا. ) سخن آهسته از روی خشم و اعتراض .

فرهنگ فارسی

( اسم ) سخن آهسته از روی خشم و اعتراض غرغر غر .

مترادف و متضاد

اعتراض، غر، غرغر

murmur (اسم)شکایت، زمزمه، غرولند، غرغر، سخن نرمrumble (اسم)سر و صدا، شکایت، چغلی، غرولند، چیز پر سر و صداmutter (اسم)غرولند، لندلند، غرغر، سخن زیر لبgnarl (اسم)گره درخت یا چوب، غرولند، زوزه...

واژه نامه بختیاریکا

وِت وِت ( وِت؛ ویت ویت ) ؛ قُت و قُر؛ قُر و قُت؛ قَر و قُر؛ لُند و لُند

کلمات مرتبط

  • غرولند کردن
  • غرولند زدن
  • اخمو و غرولندو
  • زن غرولندو
  • اوتووش رولند
  • غولدنگ
  • غراند باسن
  • غراندریور
  • غراندساسو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات