Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غروری

تلفظ بین المللی : /q1orˈuːri/ تلفظ :‌ [q1oR'u:Ri]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غروری کاشی
  • سرای غرور
  • غفوری طالقانی
  • غوری
  • غوریان
  • غوریدن
  • غوریه
  • غرغری
  • غرور
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غروری. [ غ ُ ] ( اِخ ) ( ملا... ) نصرآبادی در تذکره خود آرد: گویا شیرازی است. طبعش نهایت پاکی و شکستگی داشت. در ایام حیات مرتکب امور دنیوی نشد از آن سبب عمرش به هشتاد رسید. کمال زنده دلی را داشت. به خدمت بسیاری از اهل حال رسید. در اواخر به اصفهان فروکش کرده در قهوه خانه ساکن بود. یاران اهل معنی جهت ادراک صحبت او به قهوه خانه می آمدند. مدار خود را از جدول کشی میگذرانید. والد کمینه ربط بسیار به اودا...

فرهنگ فارسی

نصر آبادی در تذکره خود آرد : گویا شیرازیست طبعش نهایت پاکی و شکستگی داشت در ایام حیات مرتکب امور دنیوی نشد از آن سبب عمرش بهشتاد رسید

کلمات مرتبط

  • غروری کاشی
  • سرای غرور
  • غفوری طالقانی
  • غوری
  • غوریان
  • غوریدن
  • غوریه
  • غرغری
  • غرور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات