کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه غرمیدن | کلماتور
معانی کلمه : غرمیدن
تلفظ بین المللی :
/q1armˈidan/
تلفظ :
[q1aRm'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
غرشیدن
غریدن
غریدن و پریدن
غرمیده
غرمینوی
غرویدن
غریدنی
رمیدن
شرمیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
غرمیدن. [ غ َ دَ ] ( مص ) خشمناک شدن. ( آنندراج ). خشمناک و کینه ور شدن. ظاهراً مصحف غژمیدن است. ( حواشی برهان قاطع چ معین ). || ستیزه نمودن. || دشنام دادن. || غریدن و لندیدن. || جنبانیدن بچه در گهواره. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
۱. خشمناک شدن.
۲. دشنام دادن.
۳. غریدن.
کلمات مرتبط
غرشیدن
غریدن
غریدن و پریدن
غرمیده
غرمینوی
غرویدن
غریدنی
رمیدن
شرمیدن
نظرات