معانی کلمه : غرق شدن
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
غرق شدن (drowning)
خفه شدن براثر جریانِ مایعات. غرق شدن ممکن است براثر ورود مایع خارجی به شش ها، مثل ورود آب یا انباشت مایعاتِ بدن در شش ها، رخ دهد.
خفه شدن براثر جریانِ مایعات. غرق شدن ممکن است براثر ورود مایع خارجی به شش ها، مثل ورود آب یا انباشت مایعاتِ بدن در شش ها، رخ دهد.
wikijoo: غرق_شدن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) فرو رفتن در آب به حدب که آب از سر وی بگذرد غرقه شدن .
