غرض . [ غ َ رِ ] (ع ص ) دلتنگ و ملول . به ستوه آمده . (از اقرب الموارد).
غرض . [ غ ُ رُ ] (ع اِ) ج ِ غُرضَة. (منتهی الارب ). غُرض . (اقرب الموارد). رجوع به غرضة شود.
ردائت، کین، کینه
آهنگ، اراده، قصد، مراد، مقصود، منظور، نیت، هدف
۱. آهنگ، اراده، قصد، مراد، مقصود، منظور، نیت، هدف
۲. ردائت، کین، کینه
چشمداشت