Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ غرشنه

تلفظ بین المللی : /q1arʃˈaneː/ تلفظ :‌ [q1aRS'ane:]
لغت نامه دهخدا
  • غرشه
  • غرینه
  • غوشنه
  • غرنه
  • غرنه بکشیین
  • غرنه غرنه هاکردن
  • غاشیه
  • غاشیه بردوش
  • غاشیه دار
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

غرشنه. [ غ ُ رِ ن َ / ن ِ ]( اِ ) گیاهی باشد که آن را به وقت تری و تازگی خورند، و چون خشک شود دست بدان شویند و به عربی اذخر ( کوم ) گویند. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). گیاهی بود که آن را خورند و دست نیز بشویند. ( اوبهی ) ( از جهانگیری ).

کلمات مرتبط

  • غرشه
  • غرینه
  • غوشنه
  • غرنه
  • غرنه بکشیین
  • غرنه غرنه هاکردن
  • غاشیه
  • غاشیه بردوش
  • غاشیه دار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات