Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غرتی

تلفظ بین المللی : /q1ˈarti/ تلفظ :‌ [q1'aRti]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • غرتیک
  • روم غربی
  • رژیم غربی
  • شام غریبان
  • شاه غریب
  • سربندی غربی
  • سِنج غرّشی
  • شب غریب
  • شهر غریب
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غرتی. [غ ِ ] ( ص ) دشنامی است مردان جوان را. جلف و بدکار.

فرهنگ معین

(غِ ) (ص . ) (عا. ) نک قرتی .

فرهنگ فارسی

( صفت ) جلف و بد کار .

کلمات مرتبط

  • غرتیک
  • روم غربی
  • رژیم غربی
  • شام غریبان
  • شاه غریب
  • سربندی غربی
  • سِنج غرّشی
  • شب غریب
  • شهر غریب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات