معانی کلمه : غربال بند
لغت نامه دهخدا
غربال بند. [ غ َ ب َ ] (اِخ ) از ایلات متفرقه ٔ فارس .(جغرافیای سیاسی کیهان ص 90). از ایلات ممسنی فارس .
فرهنگ عمید
۱. آن که شغلش غربال سازی است و غربال می بافد، غربال باف، غربال ساز.
۲. [مجاز] کولی.
۲. [مجاز] کولی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - غربال ساز غربال باف . ۲ - کولی غره چی غربتی قرشمال ۳ - زنی که بسیار داد و فریاد کند زنی سخت بی حیاو فحاش .
از ایلات متفرقه فارس
از ایلات متفرقه فارس
