معانی کلمه : غرب وزان
فرهنگ فارسی
1. باد بیشوز یا باد غالب غرب به شرق بهویژه متمرکز در عرضهای میانی هردو نیمکره 2. هر بادی با مؤلفهای از غرب
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{westerlies} [علوم جَوّ] 1. باد بیش وز یا باد غالب غرب به شرق به ویژه متمرکز در عرض های میانی هردو نیمکره
2. هر بادی با مؤلفه ای از غرب
