معانی کلمه : غذای فوری
فرهنگ فارسی
1. غذایی که بهسرعت آماده شود و در اختیار مشتری قرار گیرد 2. غذاخوری عرضهکنندۀ غذای فوری
دانشنامه عمومی
(پیشنهاد کاربران) تندپزکده، خوراک آنی.
فرهنگستان زبان و ادب
{fast food, fast service food} [علوم و فنّاوری غذا، عمومی] 1. غذایی که به سرعت آماده شود و در اختیار مشتری قرار گیرد
2. غذاخوری عرضهکنندۀ غذای فوری
