معانی کلمه : غذافرینگی
فرهنگ فارسی
حالتی که در آن فرد غذایی را که پیشتر از آن تنفر داشته است بسیار دوست میدارد یا برعکس
فرهنگستان زبان و ادب
{food jag} [تغذیه] حالتی که در آن فرد غذایی را که پیش تر از آن تنفر داشته است بسیار دوست میدارد یا برعکس

حالتی که در آن فرد غذایی را که پیشتر از آن تنفر داشته است بسیار دوست میدارد یا برعکس