کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه غذا-چیدن | کلماتور
معانی کلمه : غذا چیدن
تلفظ بین المللی :
/q1azˈɑ tʃˈidan/
تلفظ :
[q1az'A tS'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
غذا
غذا خور
غذا خوردن
غذا دادن
غذا ده
غذا ساختن
غذا کردن
غذا دهنده
غذا ذخیره کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
غذا چیدن. [ غ ِ / غ َ دَ ] ( مص مرکب ) چیدن غذا به طور منظم و مرتب :
سفره گستردی غذای روح چیدی رنگ رنگ
میهمانت اشتهاسوز است مهمانی چه سود.
طالب آملی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) چیدن انواع غذا به طور منظم و مرتب در سفره غذا خوری .
کلمات مرتبط
غذا
غذا خور
غذا خوردن
غذا دادن
غذا ده
غذا ساختن
غذا کردن
غذا دهنده
غذا ذخیره کردن
نظرات