معانی کلمه : غدیر
لغت نامه دهخدا
غدیر. [ غ َ ] (اِخ ) (الَ ...)آبی است متعلق به بنی جعفربن کلاب . (معجم البلدان ).
غدیر. [ غ ِدْ دی ] (ع ص ) مرد بی وفا. (منتهی الارب ) (آنندراج ). غادر. (اقرب الموارد).
غدیر.[ غ ُ دَ ] (ع اِمصغر) تصغیر غدر، به معنی بی وفائی است . || تصغیر غَدیر، آب . (معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
۱. آبگیر، تالاب.
۲. جای جمع شدن آب باران در بیابان.
۳. آب راکدی که از سیل باقی بماند.
۲. جای جمع شدن آب باران در بیابان.
۳. آب راکدی که از سیل باقی بماند.
فرهنگ معین
(غَ ) [ ع . ] (اِ. ) آبگیر، تالاب .
فرهنگ فارسی
( اسم ) آبگیری که آب باران و سیل در آن جمع شود و بماند آبگیر تالاب .
مرد بیوفا غادر
مرد بیوفا غادر
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: qadir) (عربی) آبگیری است بین مکه و مدینه در ناحیهی جحفه ؛ روز یا واقعه غدیر که در میان مسلمانان حائز اهمیت است .
مترادف و متضاد
آبگیر، برکه، برم، تالاب
