غبن . [ غ ُ ] (ع اِمص ) سرخوردگی . واخوردگی و اندوه .
۱. (حقوق، فقه) خدعه کردن و چیره شدن در معامله؛ فریب دادن کسی در خریدوفروش.
۲. (اسم) زیان در خریدوفروش.
۳. (اسم) [قدیمی] ضرروزیان.
〈 غبن فاحش: (حقوق) زیان آشکار و بسیار در خریدن چیزی.
〈 غبن کشیدن: (مصدر لازم) [قدیمی] متضرر شدن.
خسارت، زیان، ضرر
افسوس، حیف، دریغ
تغابن، فریب، فسوس، گول
۱. تغابن، فریب، فسوس، گول
۲. خسارت، زیان، ضرر
۳. افسوس، حیف، دریغ