معانی کلمه : غبارنشست
فرهنگ فارسی
نشستن ذرات موجود در هوا با نیروی وزن خود بر سطوح گوناگون
فرهنگستان زبان و ادب
{dust fall} [مهندسی محیط زیست و انرژی] نشستن ذرات موجود در هوا با نیروی وزن خود بر سطوح گوناگون

نشستن ذرات موجود در هوا با نیروی وزن خود بر سطوح گوناگون