Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غاچ

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑtʃ/ تلفظ :‌ [q1'AtS]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غاچ خوردن
  • غاچ خوردگی
  • غاچ دادن
  • غاچ غاچ
  • غاچ کردن
  • غاچ و پاچ هکاردن
  • غاچه ره بزوئن
  • غاچک
  • غاچقو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غاچ. ( اِ ) ترک. تراک. شکاف. کافتگی. کفتگی. ترکیدگی. شکافتگی. کافتیدگی. || یک غاچ خربزه ، در تداول عامه ، یک تکه ٔبریده و در تداول خراسان یک الف خربزه نیز گویند.

فرهنگ فارسی

ترک . تراک . شکاف

کلمات مرتبط

  • غاچ خوردن
  • غاچ خوردگی
  • غاچ دادن
  • غاچ غاچ
  • غاچ کردن
  • غاچ و پاچ هکاردن
  • غاچه ره بزوئن
  • غاچک
  • غاچقو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات