Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غاله

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑleː/ تلفظ :‌ [q1'Ale:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غاله قرشته
  • غال غاله
  • ژن غالب
  • سری غالب
  • سمت باد بیش وز، سمت باد غالب
  • سمت باد غالب
  • سید غالب
  • شور غال
  • شوی غله
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غاله . [ ل ل ِ ] (اِخ ) (پوآنت دوغاله ) رجوع به گال شود.

غالة. [ غال ْ ل َ ] (ع اِ) مقداری از آب دریا که به ساحل کشیده شود. لغت یمنی است . (قطر المحیط).

غاله . [ ل َ / ل ِ ] (پسوند) مزید مؤخر و علامت تصغیر باشدمانند گاله ، در کلمات ذیل : داس غاله . بزغاله . درغاله (مخفف دره غاله ). جزغاله . کنغاله . چغاله . دستغال...

فرهنگ فارسی

پسوند تصغیر : بزغاله جزغاله داسغاله درغاله .
بر وزن و معنی خانه

کلمات مرتبط

  • غاله قرشته
  • غال غاله
  • ژن غالب
  • سری غالب
  • سمت باد بیش وز، سمت باد غالب
  • سمت باد غالب
  • سید غالب
  • شور غال
  • شوی غله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات